به پایگاه اطلاع رسانی شهدای تاسوکی، شهدای ترور استان سیستان و بلوچستان خوش آمدید

عناوین اصلی
صفحه نخست
سيستان
شهداي روحانی
شهداي فاجعه تاسوكي
روايت تاسوكي
بیانیه ها و گلایه ها
فيلم فاجعه تاسوكي
شهدای مسجد علی بن ابیطالب
شهدای مسجد جامع
شهدای پیشین
شهدای تاسوعا چابهار
شهدای ایران
شهدای جهان اسلام
نكته ها
اخبار
يادداشت
گالري تصاوير
نقشه پايگاه
تماس با ما
پیوندها
 
صفحه نخست arrow يادداشت arrow مقصر ماییم که کشته می‏شویم!
 
مقصر ماییم که کشته می‏شویم! چاپ ارسال
نگارش یافته توسط tasooki   
05 ارديبهشت 1388 ساعت 13:03

مثلاً در حادثۀ تاسوکی که چیز عجیب و غریبی هم نبود و تنها بیست و سه نفر از مردم عادی کوچه و بازار در آن اتفاق، اتفاقاً کشته شدند، هفت نفر زخمی و هفت نفر هم گروگان گرفته شدند، مقصر خودشان بوده­اند، آنها چرا و به چه حقی آن وقت شب - یعنی حدود ساعت هشت و نیم، نُه پنج شنبه 25 اسفند ماه 1384- با خیال راحت می­خواستند از منطقه­ای به نام تاسوکی که دست بر قضا وسط دو پاسگاه هم قرار داشته است عبور کنند؟

 اندر احوالات ما و تروریست ها

در خبرها آمده بود؛ یک روحانی دیگر هم در خاش به شهادت رسید و به جمع شهدای متعدد چند سال اخیر شرق کشور پیوست.

خدمتتان عرض کنم که مسؤول اینگونه حوادث، هیچکدام از مسؤولین محترم، هوشیار و دلسوز استان سیستان و بلوچستان نیستند. فکر نکنید می­خواهم پای مسؤولین امنیتی را وسط بکشم، خیر! اصلاً و ابداً. مسؤول مستقیم اینگونه اتفاقات در استان ما فقط و فقط روزگار است و بس. اگر شما از مسؤولین هم سؤال کنید همین پاسخ را خواهید شنید. البته در اینجا یک "اشکال فلسفی" هم رخ می نماید! و آن اینکه به قول فلاسفه شاید نتوان گفت که روزگار علت تامۀ همۀ حوادث ریز و درشت حادث شده در استان است، بلکه ممکن است علت یا علت­های دیگری هم به عنوان علل ناقصه نقش داشته باشند!

مثلاً در حادثۀ تاسوکی که چیز عجیب و غریبی هم نبود و تنها بیست و سه نفر از مردم عادی کوچه و بازار در آن اتفاق، اتفاقاً کشته شدند، هفت نفر زخمی و هفت نفر هم گروگان گرفته شدند، مقصر خودشان بوده­اند، آنها چرا و به چه حقی آن وقت شب - یعنی حدود ساعت هشت و نیم، نُه پنج شنبه 25 اسفند ماه 1384- با خیال راحت می­خواستند از منطقه­ای به نام تاسوکی که دست بر قضا وسط دو پاسگاه هم قرار داشته است عبور کنند؟

اگر هم تروریست­ها، پاسگاه ناهوک سراوان را به قول یکی از دوستانم جارو کرده­اند و با تمام مأمورهایش - البته به جز یک نفر- به پاکستان برده­اند، هیچ کس مقصر نیست، چرا که تروریست­ها برای به وجود آوردن اتفاقاتی مثل تاسوکی و خودی نشان دادن، به سلاح و مهمات نیاز داشته­اند. (این جریان در تاریخ 7/10/1384 اتفاق افتاد.)

اگر هم در نزدیکی اتوبوس سپاه، بمب منفجر شد و یازده نفر جانشان را از دست دادند و چندین نفر زخمی شدند، (25 بهمن ماه 1385) مقصر خودشان هستند که چرا به اطراف خوب نگاه نکردند که مبادا جلو، کنار، یا این طرف و آن طرف ماشینشان بمب نباشد.

اینها هم مثل حادثه یا اتفاق تاسوکی چیز عجیب و غریب و تازه­ای نبوده و نیست.

اگر هم مأمورین نیروی انتظامی آن وقت شب - یعنی هفت، هشت – ترور بشوند، یا راننده‌اي در خانه­ای در شهر زاهدان به دار آویخته شود و تروریست­ها از صحنۀ جان دادن او فیلم بگیرند، یا یک رانندۀ تاکسی دیگر را بکشند، در صندوق عقب ماشینش بگذارند، و در همین تاکسی بمب ­بگذارند و تاکسی بمب­گذاری شده را در نزدیکی استانداری سیستان و بلوچستان منفجر کنند، مقصر خودشان هستند، چرا که باید از آنان پرسید: چرا شما در یک استان مرزی به دنیا آمده­اید؟ آن هم استانی که با دو کشور هم مرز است، می­خواستید در یک استان دیگر به دنیا بیایید، یا اصلاً به دنیا نیایید.

اگر هم در این استان، بعضی­ها را به خاطر گرفتن پول، گروگان گرفته­اند و به پاکستان برده­اند، مقصر خودشان بوده­اند که پولشان از پارو بالا می­رفته و یا لااقل تروریست­ها فکر می­کرده­اند، آنها خرپول هستند.

اگر هم آن روحانی، در حال تلاوت قرآن در مسجدی از توابع خاش، ترور شده مقصر خودش بوده، چرا که می­خواست چنین توفیق بزرگی را کسب نکند تا سبب شهادت او در شب قدر بشود.

اگر هم روحانی دیگری به ضرب گلولۀ تروریست­ها، در حین بازگشت از مسجدی در زاهدان فقط زخمی شده، مقصر خودش بوده، چرا که او مثل «شهید شب قدر» توفیق کمتری کسب کرده بود که تنها توانست علت زخمی شدن او بشود نه شهادت او.

اگر هم پاکستان شانزده تروریست جادۀ چابهار را علی­رغم پیگیریهای طاقت سوز، هنوز تحویل نداده، باید خاطر نشان کنم، عکس این تروریست‌ها و دو، سه نفرشان را که تحویل داده. لذا می­بینید که در همکاری این کشور برای از بین بردن ناامنی تردیدی وجود ندارد.

  اگر هم در آینده چنین اتفاقات وافری اتفاقاً پیش­آمد کند، مقصر مسؤولین نیستند؛ پس نتیجه می­گیریم علت اصلی اینگونه حوادث، روزگار و خود قربانیان این حوادث هستند که در این استان «شهید پرور» - حتی اگر مزار شهدای شهرشان جا نداشته باشد - پشت در باز شهادت منتظر نشسته­اند. دیدید که - به قول پوزیتیویست­ها - فرضیۀ ما اثبات شد.

در پایان دوست دارم یک آرزو کنم و یک سؤال بپرسم. ببخشيد، يادم رفته بود كه كار از آرزو و سؤال گذشته! پس بي‌خيال سؤال و آرزو و جواب...

عبدالله ترابی

خبرگزاری ابنا


تعداد مشاهده :2241 | چاپ | ارسال

اولين نظر را شما بدهيد
نظرات RSS

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
پست الکترونیکی :
آدرس سایت یا بلاگ :
موضوع :
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
متن نظر :*



کد رمز :* Code
اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

 
< بعد   قبل >
 
Advertisement
تازه هاي سايت
لینک Rss مطالب