|
ريگي «ريگي» در كفش انسانيت |
سعيد سعيدي، دبير گروه علم و دين «ايبنا»: هنگامي كه كتاب «تاسوكي (خاطرات يك گروگان)» نوشته رضا لكزايي(1) را تورق كردم، حسي عجيب در درونم به وجود آمد؛ تنفر از يك حيوان كه در كالبد انسان نفوذ كرده و چنين جناياتي را انجام ميدهد؟ نه، اين حس خيلي بدتر و منزجر كنندهتر از اين حرفها بود. «عبدالمالك ريگي» بهظاهر انساني كه ...
دوباره، سطرهايي از خاطرات فردي را كه در شامگاه يك روز زمستاني در 90 كيلومتري زابل در ريگزاري به نام «تاسوكي» در يك فاجعه تروريستي دلخراش اسير و پس از 200 روز آزاد شد، خواندم و باز هم همان احساس سراغم آمد.
در دلم گفتم:«والله كه حيوان با همجنس و غير همجنس خود اينگونه نميكند كه اين انساننما انجام مي دهد.»
بسياري از صفحات كتاب را با اين احساس منزجر كننده در دل و اشكهايي در چشم، ورق زدم و خواندم.
نظرات | تعداد مشاهده :19 | چاپ | ارسال | ادامه مطلب... |